ابراهيم اصلاح عربانى
121
كتاب گيلان ( فارسى )
فصل دوم نقش گيلان در انقلاب مشروطيت گيلان پربارترين و حاصلخيزترين سرزمين وطن ما نهال مشروطيت و آزادى را كه در زير فشار ضربههاى سهمگين استبداد تابوتوان از دست داده بود با خون پاك بهترين و شايستهترين فرزندان خود آبيارى كرد و اين نهال ارزنده را در آخرين لحظههاى پژمردن و خشكيدن ، زندگانى و حيات تازه بخشيد . انقلاب مشروطيت از گيلان آغاز نگرديد اما مردم گيلان در بثمر رساندن آن نقشى بسيار اساسى و مؤثر داشتهاند . نطفه انقلاب در تهران بسته شد ؛ علل انقلاب و چگونگى آن را مورخان در كتب مختلف شرح دادهاند ؛ آنچه مورد نظر ماست نقش گيلان در انقلاب مشروطيت و سهم مردم آن در اين جنبش ملى است . گرچه در اين زمينه نيز مطالب پرارزشى نوشته شده ولى موضوع به قدرى حائز اهميت است كه جا دارد دهها جلد كتاب در اينمورد نوشته شود و نكات تاريك و مبهم از زواياى مختلف روشن گردد . به جرئت مىتوان گفت كه از ميان تمام استانهاى ايران دو استان آذربايجان و گيلان پايگاه بلند و ارزشمند آزاديخواهان و پيشگامان مشروطيت ايران بودهاند . سيد حسن تقىزاده كه در آن زمان خود با مشروطهخواهان همگام بوده دوازده نفر از رؤساى نهضت مشروطيت را در بثمر رسانيدن انقلاب از ديگران مؤثرتر مىشمارد كه چهار تن آنها به اردوى انقلاب گيلان تعلق دارند . اين چهار تن عبارتند از : محمد ولى خان سپهسالار ، يپرم خان ، عبد الحسين خان معز السلطان ( سردار محيى ) و ميرزا على محمد خان تربيت . هشت تن بقيه عبارتند از : ستار خان ، باقر خان ، سردار اسعد بختيارى و پنج روحانى عالى مقام .